اصول مقاله نویسی

مقاله علمی معمولاً در نتيجه پژوهش منطقی، ژرف و متمرکز نظری، عملی يا مختلط، به کوشش يک يا چند نفر در يک موضوع تازه و با رويکردی جديد با جهت دستيابی به نتايجی تازه، تهيه و منتشر مي‏گردد. (اعتماد و همکاران، 1381، ص2) چنين مقاله‏ای در واقع گزارشی است که محقق از يافته‏های علمی و نتايج اقدامات پژوهشی خود برای استفاده ساير پژوهشگران، متخصصان و علاقه‏مندان به دست مي‏دهد.

EN

اصول مقاله نویسی

پنج‌شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۴ | 11:37972 بازدید

 

مقاله علمی معمولاً در نتيجه پژوهش منطقی، ژرف و متمرکز نظری، عملی يا مختلط، به کوشش يک يا چند نفر در يک موضوع تازه و با رويکردی جديد با جهت دستيابی به نتايجی تازه، تهيه و منتشر مي‏گردد. (اعتماد و همکاران، 1381، ص2) چنين مقاله‏ای در واقع گزارشی است که محقق از يافته‏های علمی و نتايج اقدامات پژوهشی خود برای استفاده ساير پژوهشگران، متخصصان و علاقه‏مندان به دست مي‏دهد.

تهيه گزارش از نتايج مطالعات و پژوهش‏های انجام شده، يکی از مهم‏ترين مراحل پژوهشگری به شمار مي‏رود؛ زيرا اگر پژوهشگر نتواند دستاوردهای علمی خود را در اختيار ساير محققان قرار دهد، پژوهش او هر اندازه هم که مهم باشد، به پيشرفت علم کمکی نخواهد کرد؛ چون رشد و گسترش هر عملی از طريق ارائه و به هم پيوستن دانشِ فراهم آمده از سوی فردفرد انديشمندان آن علم تحقق مي‏يابد.

همان طور که پژوهشگر پيش از اقدام به پژوهش، نيازمند توجه و بررسی يافته‏های علمی پژوهشگران قبل از خود است تا بتواند يافته‏های علمی خود را گسترش بخشد، ديگران نيز بايد بتوانند به يافته‏های پژوهشی او دسترسی پيدا کنند و با استفاده از آنها فعاليت‏های علمی خود را سازمان داده، در ترميم و تکميل آن بکوشند.

از امتيازهای مهم يک مقاله مي‏توان به مختصر ومفيد بودن، بِروز بودن و جامع بودن آن اشاره کرد؛ زيرا محقق مي‏تواند حاصل چندين ساله پژوهش خود در يک رساله، پايان‏نامه، پژوهش، يا حتی يک کتاب را به اختصار در يک مقاله علمی بيان کند تا پژوهشگران ديگر بتوانند با مطالعه آن مقاله از کليات آن آگاهی يابند و در صورت نياز بيشتر، به اصل آن تحقيقات مراجعه کنند.

بدين منظور، امروزه نشريات گوناگونی در زمينه‏های مختلف علمی- پژوهشی نشر مي‏يابد و مقاله‏های به چاپ رسيده در آنها، اطلاعات فراوانی را در اختيار دانش پژوهان قرار مي‏دهند. لازم است محققان با شيوه تدوين مقالات علمی آشنا باشند تا بتوانند با استفاده از شيوه‏های صحيح، با سهولت، نتايج تحقيقات و مطالعات خود را به صورت مقاله در اختيار علاقه‏مندان قرار دهند.

نوشتن مقاله مستلزم رعايت اصولی در ابعاد مختلف محتوايی، ساختاری و نگارشی است.

 

2. ملاک‏های محتوايی مقاله(2)

يکی از مهم‏ترين ابعاد مقاله علمی، محتوای علمی و ارزشمنديِ کيفی آن است. مقاله بايد يافته‏های مهمی را در دانش بشر گزارش نمايد و دارای پيامی آشکار باشد؛ بنابراين پيش از تهيه مقاله، محقق بايد از خود بپرسد که آيا مطالب او آن‏قدر مهم است که انتشار آن قابل توجيه باشد. آيا ديگران از آن بهره خواهند برد؟ و آيا نتايج پژوهش او، کار آنها را تحت تأثير قرار خواهد داد؟ (هومن، 1378، ص 82).

در اينجا به چندين اصل مهم از اصول و معيارهای محتوايی پژوهش علمی اشاره مي‏گردد که توجه به آنها قبل از تهيه مقاله به ارتقای کيفيت آن کمک مي‏نمايد.

الف) فرايند «تفکر»: تفکر، تلاش برای معلوم کردن مجهول با استفاده از علوم موجود است. (غرويان، 1368، ص11) بنابراين اساسي‏ترين محور محتوايی يک پژوهش علمی، آن است که مجهولی را روشن نمايد. بر اين اساس، هر پژوهش علمی در پی پاسخ دادن به پرسش‏هايی است که تاکنون برای مخاطبان کشف نشده است. از اين رو پژوهش علمی هميشه با طرح يک يا چند سئوال آغاز مي‏شود که محقق در صدد پاسخگويی به آنهاست.

ب) منطقی بودن: منطق که راه درست انديشيدن (تصور) و صحيح استدلال آوردن (تصديق) را مي‏آموزاند، (مطهری، 1372، ص 21) ابزار ضروری يک مقاله علمی است و محقق بايد شايستگی لازم را در استدلال آوردن، تحليل محتوا و نتيجه‏گيری داشته باشد. قواعد تعريف، طبقه‏بندی، استنباط‏های قياسی و استقرايی، روش‏های مختلف نمونه‏برداری و غيره همه از ويژگي‏های منطقی يک مقاله علمی است که محقق بايد به آنها توجه داشته باشد. (هومن، 1374، ص 19).

ج) انسجام و نظام‏دار بودن: مرتبط بودن اجزای مختلف مقاله با همديگر، همچنين متناسب بودن آنها با عنوان مقاله و ارتباط عناوين فرعی با همديگر، از جمله مواردی است که به تحقيق، يکپارچگی و انسجام مي‏بخشد. بر اين اساس، محقق بايد عناوين فرعی مقاله خود را با نظمی منطقی از يکديگر مجزا کرده، ارتباط بخش‏ها را مشخص نمايد.

د) تراکمی بودن: از آنجا که هدف پژوهش پاسخ به سئوال هايی است که تا آن زمان دست کم از نظر محقق، پاسخی منطقی برای آن وجود نداشته است، هر پژوهش علمی بايد از يک سو به منظور کشف دانش جديد، و از سوی ديگر، برای تکميل دانش، صورت پذيرد. بنابراين هدف اصلی يک مقاله، کشف يا تکميل دانش بشری است، نه تکرار دوباره آن با عبارات مختلف. (هومن، 1374، ص 20).

ر) تناسب موضوع با نيازهای فعلی جامعه علمی: هر پژوهش علمی بايد نيازهای اساسی جامعه علمی خود را در نظر گرفته، در صدد حل آن مسايل برآيد؛ بنابراين از طرح موضوعاتی که از اولويت تحقيقی برخوردار نيستند و جامعه علمی، بدانها نياز ندارد، بايد احتراز نمود.

س) خلاقيت و نوآوری: هر تحقيق علمی زمانی مي‏تواند در ارتقای سطح دانش، موفق و موثر باشد که از فکری بديع و خلّاق برخوردار باشد. مقالاتی که به جمع آوری صِرف بسنده مي‏کنند، نمي‏توانند سهم عمده‏ای در پيشرفت دانش بشری داشته باشند.

ص) توضيح مطلب در حدّ ضرورت: از جمله مواردی که محقق در گزارش نويسی پژوهش خود (مقاله) بايد بدان توجه کند، پرهيز از حاشيه‏روی و زياده‏گوييِ افراطی است؛ همچنان که خلاصه‏گويی نبايد به حدّی باشد که به ابهام و ايهام منجر شود؛ بر اين اساس محقق بايد به حدّی مطالب را تبيين کند که مقصود وی برای خواننده، روشن شود.

ط) متناسب بودن با نظريه‏ها: هر رشته علمی، متشکل از نظريه‏ها و قوانينی است که مورد اتفاق صاحب‏نظران آن فن است؛ از آنجا که تحقيقات علمی در اين پژوهشگاه در حيطه مشترک علوم انسانی- اسلامی است، يافته‏های به دست آمده در تحقيقات ميدانی يا توصيفی نبايد با اصول مبانی دينی و همچنين با قوانين کلی آن رشته تخصصی منافات داشته باشد.

ع) اجتناب از کلی گويی: هدف نهايی علم، صورتبندی يک «نظريه»(3) و «تبيين کردن»(4) يکی از اصول مهم نظريه است. (دلاور، 1371، ص 33) از اين رو محقق بايد بتواند مباحث علمی خود را به روشنی توضيح دهد و با زبان گويا آن را تبيين و از کلی گويی اجتناب نمايد.

ف) گزارش روش‏شناسی تحقيق: «تحقيق»(5) فرايندی است که از طريق آن مي‏توان درباره ناشناخته‏ها به جست و جو پرداخت و از آن، شناخت لازم را کسب کرد. در اين فرايند چگونگی گردآوری شواهد و تبديل آنها به يافته‏ها «روش‏شناسي»(6) ناميده مي‏شود. اين سئوال که چگونه داده‏ها بايد گردآوری شود و مورد تفسير قرار گيرد، به طوری که ابهام حاصل از آنها به حداقل ممکن کاهش يابد؟» از موارد مهم تحقيق علمی است. (سرمد و همکاران، 1379، ص 22). يک تحقيق علمی زمانی مي‏تواند مطالب خود را به اثبات برساند که از روش گردآوری مناسبی برخوردار، و آن روش‏ها در مقاله به خوبی بيان شده باشد.

 

3.ساختار مقاله علمی

نوشتن مقاله مستلزم داشتن طرحی مدوَّن است. در گزارش يک تحقيق نه تنها بايد ارزش‏های محتوايی را مراعات کرد، بلکه بايد از ساختار روشمندی نيز پيروی کرد. امروزه تحقيقات فراوانی انجام مي‏شود، اما تنها بخش کوچکی از آنها در مقالات منتشر مي‏گردد. يکی از دلايل آن، عدم مهارت محقق در تهيه و تدوين ساختاری مقاله علمی است.

ساختار مقاله و تهيه گزارش از يک پژوهش علمی، با توجه به روش به کار گرفته شده در پژوهش، متفاوت است. دانشمندان در يک تقسيم بندی کلی، روش‏های استفاده شده در علوم را به دو دسته تقسيم مي‏کنند. روش‏های کمی که در آنها از داده‏های کمّی در تحقيق استفاده مي‏شود (تحقيقات ميدانی) و روش‏های کيفی که در آنها از داده‏های کيفی (تحقيقات کتابخانه‏ای) استفاده مي‏شود.(سرمد و همکاران، 1379، ص 78).

مراحل گزارش يک پژوهش (مقاله) با توجه به روش اتخاذ شده در تحقيق، با تفاوت هايی بيان مي‏گردد.

به دليل يکسان بودن هر دو روش در مراحل مقدماتی، و برای پرهيز از تکرار در اينجا مراحل مقدماتی را به صورت مجزا مي‏آوريم.

 

 

1.3.مراحل مقدماتی گزارش پژوهشی

1.1.3.موضوع يا عنوان مقاله

عنوان، مفهوم اصلی مقاله را نشان مي‏دهد و بايد به طور خلاصه، مضمون اصلی پژوهش را نشان دهد. عنوان مقاله بايد جذاب باشد، يعنی به گونه‏ای انتخاب شود که نظر خوانندگان را که معمولاً ابتدا فهرست عناوين مندرج در يک مجله علمی را مي‏خوانند به خود جلب نمايد. همچنين عنوان بايد کوتاه و گويا و تنها بيانگر متغيرهای اصلی پژوهش باشد. تعداد کلمات در عنوان را حداکثر دوازده واژه بيان کرده‏اند. (سيف، 1375، ص 12).

 

2.1.3. نام مؤلف يا مؤلفان و سازمان وابسته

بعد از عنوان پژوهش، نام مؤلف يا مؤلفان ذکر مي‏شود و در سطر زير آن، نام دانشگاه يا مؤسسه که هر يک از مؤلفان در آن مشغول به کارند، مي‏آيد. اگر پژوهش به وسيله دو يا چند نفر انجام بگيرد و همه آنها به يک دانشگاه يا مؤسسه وابسته باشند، نام مؤسسه يک‏بار، آن هم به دنبال نام مؤلفان ذکر مي‏شود. اما اگر هر يک از مؤلفان به سازمان خاصی وابسته باشند، بايد بعد از نام هر يک از آنان، بلافاصله نام مؤسسه‏ای که به آن وابسته‏اند، ذکر شود. ترتيب قرار گرفتن نام مؤلفان به دنبال يکديگر، معمولاً متناسب با ميزان مشارکت آنان در انجام پژوهش است؛ اما اگر ميزان مشارکت همه افراد در اجرای پژوهش يکسان باشد، اسامی آنان به ترتيب حروف الفبا در دنبال هم قرار مي‏گيرد. (هومن، 1378، ص 84).

 

3.1.3.چکيده(7)

چکيده، خلاصه جامعی از محتوای يک گزارش پژوهشی است که همه مراحل و اجرای اصلی پژوهش را در خود دارد. هدف‏ها، پرسش‏ها، روش‏ها، يافته‏ها و نتايج پژوهش، به اختصار، در چکيده آورده مي‏شود. در متنِ چکيده بايد از ذکر هرگونه توضيح اضافی خودداری شود. مطالب چکيده بايد فقط به صورت گزارش (بدون ارزشيابی و نقد) از زبان خود پژوهشگر (نه نقل قول) به صورت فعل ماضی تهيه شود.

چکيده در حقيقت بخشی کامل، جامع و مستقل از اصل گزارش در نظر گرفته مي‏شود و نبايد پيش از انجام گزارش، پژوهش تهيه شود. طول چکيده برای مقاله، بستگی به روش‏های خاص هر مجله دارد و معمولاً بين صد تا 150کلمه پيشنهاد شده است.

 

4.1.3.واژگان کليدی(8)

معمولاً در انتهای چکيده، واژگان کليدی پژوهش را بيان مي‏کنند تا به خواننده کمک کنند، پس از خواندن چکيده و آشنايی اجمالی با روند تحقيق، بفهمد چه مفاهيم و موضوعاتی در اين مقاله مورد توجه قرار گرفته است. معمولاً با توجه به حجم و محتوای مقاله، پنج تا هفت واژه کليدی در هر مقاله بيان مي‏شود. (سرمد، 1379، ص 321).

 

2.3. ساختار مقاله مبتنی بر پژوهش ميدانی

روش‏ها و اصول کلی ناظر بر گزارش فعاليت پژوهشی شاخه‏های علوم، تقريبا به طور خاصی به کار مي‏روند که همگی متکی بر «روش علمي»(9) است. انجمن روان شناسان (APA ) به منظور تسهيل در امر انتقال روش نتايج پژوهش، الگوی استاندارد شده‏ای را در اختيار مؤلفان قرار داده تا در موقع تهيه گزارش پژوهشی خود، آن اصول را به کار گيرند و تقريبا همه مجله‏های معتبر علوم انسانی در تهيه و تنظيم نوشته‏های پژوهش خود از آنها پيروی مي‏کنند. (هومن،1378،ص 10) که در زير به اختصار به مراحل آن اشاره مي‏گردد.

 

1.2.3.مقدمه(10)

هر مقاله علمی با يک مقدمه شروع مي‏شود و آن، خلاصه‏ای از فصل اول و دوم پايان نامه‏ها و رساله‏هاست که به طور مختصر به بيان کليات تحقيق و بررسی مختصری از پيشينه آن مي‏پردازد؛ بنابراين در مقدمه مقاله مسئله تحقيق و ضرورت انجام آن و اهداف آن از نظر بنيادی و کاربردی به صورت مختصر بيان مي‏گردد و سپس به بررسی سوابق پژوهشی که به طور مستقيم به موضوع تحقيق مرتبط است، پرداخته مي‏شود. مقدمه بايد يک منطق اساسی را در تحقيق بيان کند و به خواننده نشان دهد که چرا اين تحقيق ادامه منطقی گزارش‏های پيشين است. در اين بخش پس از نتيجه‏گيری از پژوهش‏های بررسی شده، محقق بايد پرسش‏های پژوهش خود را به صورت استفهامی بيان کرده و به تعريف متغيرهای تحقيق به صورت عملياتی بپردازد. (هومن، 1378، ص 87).

 

2.2.3.روش(11)

هدف اساسی از بيان روش آن است که به گونه‏ای دقيق، چگونگی انجام پژوهش، گزارش گردد تا خواننده بتواند آن را تکرار نمايد و همچنين درباره اعتبار نتايج داوری کند؛ بنابراين مؤلف بايد همه مراحل اجرا، از جمله آزمودني‏ها، ابزارهای پژوهش، طرح پژوهش، روش اجرا و روش تحليل داده‏ها را بيان کند.

 

الف) آزمودني‏ها:(12) جامعه مورد مطالعه و ويژگي‏ها و مشخصات آن از نظر تعداد، سن، جنسيت، ميزان تحصيلات و... همچنين چگونگی انتخاب آنها و در صورت گروه‏بندی شدن تعداد گروه‏ها و مقدار افراد هر گروه بيان مي‏شود.

 

ب) ابزارها:(13) ابزارهای آزمايش، مثل پرسشنامه، تست و... پس از آن بيان مي‏گردد. چنانچه ابزار سنجش، يک وسيله مشهور و استاندارد شده باشد، اشاره به نام آن کافی است، اما اگر يک مقياس خودساخته باشد، بايد چگونگی طراحی و تهيه آن و شواهد مربوط به اعتبار و روايی بودن آن گزارش شود.

 

ج) طرح پژوهش:(14) به نقشه کار پژوهشگر برای حل مسئله پژوهش، طرح گفته مي‏شود. ابتدا متغيرهای مستقل، وابسته و تعديل کننده و... بيان مي‏شود، سپس طرح‏های پژوهشی، مثل طرح تک آزمودنيِ پيش‏تست- پس تست، تحليل واريانس عاملی و...، که در روش به کار گرفته شده، بيان مي‏گردد. همچنين تکنيک‏های کنترل متغيرهای نامربوط و ناخواسته، مانند تصادفی ساختن، همتاسازی و غيره مورد توجه قرار مي‏گيرد.

 

د) شيوه اجرا:(15) در اين قسمت همه مراحلی که آزمودنی و آزماينده در طول مطالعه انجام داده‏اند، به صورت گام به گام تشريح مي‏گردد. گردآوری داده‏ها، دستورالعمل‏های اجرای پژوهش، چگونگی تشکيل گروه‏های آزمايشی و کنترل، چگونگی اجرای آزمايش و شيوه ثبت پاسخ‏ها و امثال آن، به طور خلاصه و دقيق توضيح داده مي‏شود.

 

ر) تحليل داده‏ها:(16) در اين قسمت چگونگی طبقه‏بندی، مرتب کردن، خلاصه‏کردن و تحليل‏کردن داده‏ها بيان مي‏شود؛ همچنين روش‏های آماری توصيفی به کار گرفته شده مثل فراواني‏ها، درصدها، نمودارها، مقادير مرکزی و پراکندگي؛ و روش‏های آماری استنباطی، مثل اجرای آزمون t ، z ياf ، استفاده شده در تحقيق بيان مي‏گردد. (هومن، 1378، ص 87 - 89).

 

3.2.3. نتايج (17)

در اين بخش، توصيف کلاميِ مختصر و مفيدی از آنچه به دست آمده‏است، ارائه مي‏شود. اين توصيف کلامی با اطلاعات آماری مورد استفاده، کامل مي‏شود و بهترين روش آن است که داده‏ها از طريق شکل و نمودار يا جدول، نمايش داده شوند. ساختار بخش نتايج، معمولاً مبتنی بر ترتيب منطقی پرسش‏ها يا فرضيه‏ها و نيز وابسته به تأييد شده بودن يا تأييد نشده بودن فرضيه‏هاست. ترتيب بيان نتايج نيز يا برحسب ترتيب تنطيم سؤال‏ها يا فرضيه‏های آنهااست، (سيف، 1375، ص 30) يا برحسب اهميت آنها. روش متداولِ بيان نتايج، آن است که ابتدا مهم‏ترين و جالب‏ترين يافته‏ها و سپس به ترتيب، يافته‏های کم اهميت‏تر ارائه مي‏شود. (هومن، 1378، ص 90).

 

4.2.3.بحث(18) و تفسير(19)

در اين بخش، تمام اجزای گزارش تحقيق به هم ربط داده مي‏شوند و محقق با ترکيب و پيوند بخش‏های مختلف، خواننده را به سوی يک نتيجه‏گيری کلی هدايت مي‏کند. بنابراين لازم است شباهت‏ها و تفاوت‏های نتايج اين پژوهش با پژوهش‏های قبلی روشن گردد و نيز معلوم شود که يافته‏های پژوهش، به روشن شدن مسئله مورد بررسی و زمينه دانش آن چه کمکی کرده‏است.

بنابراين توصيه مي‏شود در اين بخش، ضمن توضيح کوتاهی درباره مسئله پژوهش و بيان نتايج تحقيق، به تفسير نتايج پرداخت. برای اين کار بايد اين نتايج را با يافته‏های نتايج پيشين مقايسه کرد. آن‏گاه توضيح داد که پژوهش حاضر، به گسترش دانش زمينه مورد نظر چه کمکی کرده‏است، و در ضمن آن، کاربرد احتمالی آن را مشخص کرد و نقاط ضعف پژوهش را همراه با پيشنهادهايی برای پژوهشگرانی که در آينده مي‏خواهند در اين زمينه پژوهش، کار کنند، بيان کرد. (سيف، 1375، ص 33).

 

3.3.ساختار مقاله مبتنی بر پژوهش توصيفی

اصول به کارگرفته شده در پژوهش‏های توصيفی باتوجه به روش‏های به کارگرفته شده، با اصول پژوهش‏های ميدانی، مقداری متفاوت است. هر چند اين اصول ممکن است با توجه به موضوع‏های مختلف تحقيقی و رشته‏های مختلف، تغيير نمايد، ساختار کلي‏ای که تقريبا همه پژوهش‏های توصيفی بايد در قالب آن درآيند، به شرح زير است.

 

1.3.3.مقدمه

آنچه در مقدمه يک مقاله تحقيق کتابخانه‏ای قرارمي‏گيرد - همانند تحقيفات ميدانی - کلياتی است که محقق بايد قبل از شروع بحث، آن را برای خواننده روشن نمايد؛ مانند تعريف و بيان مسئله تحقيق، تبيين ضرورت انجام آن و اهدافی که اين تحقيق به دنبال دارد. همچنين محقق بايد خلاصه‏ای از سابقه بحث را - که به طور مستقيم مرتبط با موضوع است - بيان کند و در نهايت توضيح دهد که اين مقاله به دنبال کشف يا به دست‏آوردن چه مسئله‏ای است؛ به عبارتی، مجهولات يا سؤال‏های مورد نظر چيست که اين مقاله درصدد بيان آنهااست.

 

2.3.3.طرح بحث (متن)

در اين بخش، مؤلف وارد اصل مسئله مي‏شود. در اينجا بايد با توجه به موضوعی که مقاله در پی تحقيق آن است، عناوين فرعي‏تر از هم متمايز گردند. محقق در تبيين اين قسمت از بحث، بايد اصول مهم قواعد محتوايی مقاله را مورد توجه قراردهد و سعی کند آنها را مراعات نمايد؛ اصولی مانند: منطقی و مستدل بودن، منظم و منسجم‏بودن، تناسب بحث با عنوان اصلی، ارتباط منطقی بين عناوين فرعي‏تر در مسئله، خلاقيت و نوآوری در محتوا، اجتناب از کلي‏گويی، مستندبودن بحث به نظريه‏های علمی و دينی، جلوگيری از حاشيه‏روی افراطی که به انحراف بحث از مسير اصلی مي‏انجامد و موجب خستگی خواننده مي‏شود و همچنين پرهيز از خلاصه‏گويی و موجزگويی تفريطی که به ابهام در فهم مي‏انجامد، رعايت امانت حقوق مؤلفان، اجتناب از استناددادن به صورت افراطی، توجه‏داشتن به ابعاد مختلف مسئله و امثال اينها.

 

3.3.3.نتيجه ‏گيری(20)

در اين قسمت محقق بايد به نتيجه معقول، منطقی و مستدل برسد. نداشتن تعصب و سوگيری غيرمنصفانه در نتيجه‏گيری، ارتباط‏دادن نتايج با مباحث مطرح شده در پيشينه، ارائه راهبردها و پيشنهادهايی برای تحقيقات آينده، مشخص‏کردن نقش نتايج در پيشبرد علوم بنيادی و کاربردی و امثال آن، از جمله مواردی است که محقق بايد به آنهاتوجه داشته باشد.

 

4. ارجاعات(21)

اعتبار يک گزارش پژوهشی علاوه بر صحت و دقت داده‏ها و استدلال حاصل از آنها، به منابع و مراجعی است که از اطلاعات آنها در پژوهش استفاده شده است. ارجاعات از موارد مهم ساختار يک مقاله علمی است، به وسيله آن، چگونگی استفاده از انديشه‏های ديگران را به خواننده معرفی مي‏نمايد. در اين قسمت به دو بحث مهم ارجاعات اشاره مي‏شود که يکی شيوه ارجاع دادن در متن است و ديگری شيوه ذکر منابع در پايان مقاله.

 

1.4.ارجاعات در متن(22)

نخستين چيزی که درباره استناددادن در متن بايد مشخص بشود، اين است که: چه چيزی بايد مستند گردد؟ مک برنی(23) (1990) موارد استنادآوردن را به شرح زير بيان داشته‏ است:

 

الف) بايد انديشه‏هايی را که به ديگران تعلق دارند، مشخص کرد و با ذکر مأخذ نشان داد که از آنِ چه کسانی مي‏باشند (امانت‏داری)؛

 

ب) هر زمان که افکار و انديشه‏هايی با چهارچوب فکری کسان ديگری همخوانی دارند، موارد را بايد با ذکر منبع مشخص کرد؛

 

ج) هر زمان که نظريه، روش يا داده‏ای موردبحث قرار مي‏گيرد، منبع آن را بايد ذکرکرد تا اگر خواننده خواست اطلاعات بيشتری درباره آن کسب کند، بتواند به آن مراجعه کند؛

 

د) بايد نقل قول‏هايی را که از يک متن به صورت مستقيم و بدون دخل و تصرف، داخل گيومه آورده مي‏شود، مستند ساخت. (مک برنی 1990، به نقل از سيف، 1375، ص 39).

 

بنابراين اطلاعاتی که برای خوانندگان، اطلاعات عمومی به حساب مي‏آيند، لازم نيست مستند شوند. نويسنده، تنها در صورتی مي‏تواند به آثار خود ارجاع، دهد که اين ارجاع برای مطالعه بيشتر باشد و نقل از خود، معنا ندارد. همچنين در استنادکردن، حتي‏الامکان بايد به منبع مستقيم يا ترجمه آن استناد کرد. تنها زمانی به منابع ديگران استناد مي‏شود که محقق دسترسی مستقيم به اصل اثر را نداشته باشد که در آن صورت بايد مشخص کرد که آن مطلب از يک منبع دست دوم گرفته شده است. (سيف، 1375، ص 40).

 

1.1.4.شيوه ارجاع در متن

هرگاه در متنِ مقاله مطلبی از يک کتاب يا مجله يا.. به صورت مستقيم يا غير مستقيم، نقل شود، بايد پس از بيان مطلب، آن را مستند ساخت. اين مستندسازی شيوه‏های مختلفی دارد که در اينجا به بخش‏هايی از آن اشاره مي‏شود.

 

در استناد، نام مؤلف و صاحب اثر، بدون القاب «آقا»، «خانم»، «استاد»، «دکتر»، «پروفسور»، «حجت‏الاسلام»، «آيت‏اللّه‏» و امثال آن آورده مي‏شود، مگر در جايی که لقب جزو نام مشخص شده باشد(24)، مانند خواجه نصيرالدين طوسی، آخوند خراسانی، امام خمينی، علامه طباطبايی. (دهنوی، 1377، ص 89).

 

الف) يک اثر با يک مؤلف:

 

پس از آوردن متن، داخل پرانتز: نام مؤلف، تاريخ انتشار، شماره صفحه به ترتيب مي‏آيد و پس از آن، نقطه آورده مي‏شود؛ مانند: (منطقی، 1382، ص 27).

 

ب) يک اثر با بيش از يک مؤلف:

 

اگر تأليف دارای دو يا سه مؤلف باشد، نام آنها به ترتيب ذکر شده در اثر، به همراه سال انتشار و شماره صفحه مي‏آيد؛ ولی در آثار با بيش از سه مؤلف، نام اولين مؤلف ذکر مي‏شود و به دنبال آن عبارتِ «و همکاران» و سپس سال انتشار و شماره صفحه مي‏آيد؛ مانند: (سرمد، بازرگان و حجازی، 1379، ص 50) يا (نوربخش و همکاران، 1346، ص 75).

 

ج) آثار با نام سازمان‏ها و نهادها:

 

در صورتی که آثار به نام شرکت‏ها، انجمن‏ها، مؤسسات، ادارات و مانند اينها انتشار يابند، در استنادکردن، به جای نام مؤلف، نام سازمان مي‏آيد؛ مانند: (فرهنگستان زبان و ادبيات فارسی، 1382، ص 34).

 

د) دو يا چند اثر يک مؤلف:

 

هرگاه به دو يا چند اثر مهم اشاره شود، همه آنها در داخل پرانتز، و به ترتيب تاريخ نشر پشت سرهم مي‏آيند؛ مانند: (والاس، 1980، ص 15؛ 1988، ص 27؛ 1990، ص 5). و اگر چند اثر يک مؤلف در يک سال منتشر شده باشد، آثار مختلف او با حروف الفبا از هم متمايز مي‏گردند؛ مانند: (احمدی، 1365الف، ص22؛ 1365ب، ص 16).

 

ر) استناد آيات و روايات:

 

در استناد دادن به آيات، ابتدا نام سوره، سپس شماره آيه ذکر مي‏شود. درباره روايات نهج‏البلاغه، ابتدا نام کتاب سپس شماره خطبه، نامه يا کلمات قصار ذکر مي‏شود، و روايات غير نهج‏البلاغه، نام گردآورنده روايات، تاريخ نشر، شماره جلد و صفحه مي‏آيد؛ مانند: (بقره، 39)؛ (نهج‏البلاغه، خطبه 33)؛ (مجلسی، 1403، ج 56، ص 198).

 

2.1.4.زيرنويس (پاورقی) توضيحی

توضيحات اضافی، يا توضيح اصطلاحاتی را که نويسنده برای حفظ انسجام متن نمي‏تواند آن را در متن بياورد، مي‏توان در زير صفحه با مشخص‏کردن شماره آنها بيان کرد. نکته قابل توجه اينکه، اين توضيحات بايد حتي‏الامکان خلاصه ذکر شوند و نبايد تکرار مطالب متن باشند. ترجمه آيات و روايات بايد در متن مقاله‏های فارسی بيايد و در صورت نياز، متن عربی آن در پاورقی ذکر شود. اما در جايی که آوردن متن عربی در متن ضروری باشد، به جهت پرهيز از تطويل در متن علمی، از آوردن ترجمه در متن، اجتناب مي‏شود و به توضيح و تبيين آن اکتفا مي‏شود.

 

در ترجمه متون توضيحاتی که مؤلف در زيرنويس آورده، بايد عينا ترجمه شود و در صورتی که مترجم برای بيان اصطلاح يا تبيين مطلبی توضيحی را ضروری ببيند، مي‏تواند آن را در پاورقی ذکرکند و در جلوی آن لفظ «مترجم» را -برای متمايز ساختن آن از توضيحات مؤلف- بياورد.

 

3.1.4.معادل‏ها

کلمه‏های بيگانه در داخل متن حتما بايد به فارسی نوشته شود و صورت خارجی آنها در پاورقی ذکر گردد و اين، منحصر به اصطلاحات تخصصی يا اسامی اشخاص است. چنانچه در موارد خاصی لازم باشد که صورت خارجی آنها در داخل متن بيايد، بايد آنها را مقابل صورت فارسی در داخل پرانتز نوشت. (غلامحسين‏زاده، 1372، ص 17).

 

نکته قابل‏توجه در استناد دادن معادل‏ها اين است که اولاً در هر متن يا مقاله يا کتاب، فقط يک بار معادل انگليسی آنها آورده مي‏شود؛ ثانيا معادل‏های بکار گرفته شده بايد يکنواخت باشند. و در صورت آوردن معادل‏های ديگر، مثل فرانسه، آلمانی، و... بايد، در متن توضيحی درباره آن داده شود. در نوشتن اسامی اشخاص، ابتدا نام بزرگ، سپس حرف اول نام کوچک او با حروف بزرگ نوشته مي‏شود مانند C ،Jung .

 

2.4.ارجاع در منابع

محقق بايد در پايان مقاله فهرستی از منابع و مراجعی که در متن به آنها استناد کرده است، به ترتيب حروف الفبای نام خانوادگی در منابع فارسی (عربی يا انگليسی در صورت استفاده) بياورد. مقصود از فهرست منابع، به دست دادنِ صورت دقيق و کامل همه مراجعی است که در متن مقاله به آنها استناد شده‏است. هدف از ارائه اين فهرست، نشان دادن ميزان تلاش پژوهشگر در بررسی و استفاده از منابع گوناگون، احترام به حقوق ساير نويسندگان و مؤلفان و نيز راحتی دستيابی خواننده به منابع موردنظر است؛ علاوه براينکه تمامی مراجع و مآخذی که در متن به آنها استناد شده، بايد در فهرست منابع آورده شود، پس در بخش منابع، فقط منابعی آورده مي‏شود که در متن به آنها استناد شده است.

 

در ذکر هر منبع، حداقل پنج دسته اطلاعات، ضروری به نظر مي‏رسند که در همه ارجاعات مشترک‏اند:

 

1. نام مؤلف يا مؤلفان؛ 2. تاريخ انتشار اثر؛ 3.عنوان اثر؛ 4. نام شهر(ايالت)؛ 5. نام ناشر.

 

جداسازی اين اطلاعات از هم با نقطه (.) و جداسازی اجزای مختلف هر يک از آنها با ويرگول (،) صورت مي‏گيرد.

 

 

 

 


دیدگاه خود را بیان کنید

بازدید روز

۹۷۵

بازدید دیروز

۱۲۴۹

بازدید ماه

۴۲۱۱۷

بازدید کل

۱۲۹۵۳۰۳

افراد آنلاین

۴